سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
294
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
برادرش محمد ، معروف به ابى شلعلع ، جانشين وى شد . وى دو داعى به نامهاى ابو عبد اللّه حسن بن احمد بن محمد و برادرش ابو العباس محمد به مغرب فرستاد كه اين دو موفق شدند در دو قبيله بربر نفوذ كنند . « 1 » دعوت اسماعيلى راه خود را ادامه داد تا آنكه موفق شد سرزمين مغرب را براى برپايى دولت فاطمى آماده كند كه پرداختن به آن از بحث اين كتاب ، خارج است . شكى نيست كه تلاشهايى كه شيعه صرف تأسيس خلافت علوى در شام كرد ، سركوب شده بود و امامان اين فرقه ، چارهاى نداشتند جز آنكه پنهانكارى كنند تا گرفتار شدت عمل عباسيان نشوند . سپس آنان به نشر دعوت خود در سرزمين مغرب روى آوردند تا در آنجا يك دولت علوى برپا كنند كه بعدها نام آن دولت فاطمى شد . محمد بن اسماعيل در حالى از دنيا رفت كه در دنياى اسلام آراء و مكاتب گوناگونى ظاهر شده بود كه از آن جمله ، فرقههاى اوليهء اسماعيلى و نيز مباركيه و خطابيه بودند . پس از محمد ، امامت اسماعيلى در سال 169 ق به عبد اللّه بن محمد بن اسماعيل ، معروف به رضى يا ناصر يا عطّار انتقال يافت . ( اين همان سالى است كه مهدى ، خليفه عباسى درگذشت و پس از او خلافت به هادى رسيد . ) ميمون قداح دوره كوتاهى را در همان حالت استتار ، امام اين فرقه بود و پس از آنكه براى فرزندش عبد اللّه بن ميمون وصيت كرد ، از دنيا رفت . عقايد اسماعيليه در دوره اين امام و يارانش دچار تحول شد و ايشان ديدگاههاى مختلف را باهم جمع كردند و روش خود را با فلسفه يونانى و گنوسى بارور ساختند ؛ آميزهاى كه در تاريخ فكر اسلامى شبيه نداشت . « 2 » بعد از امام عبد اللّه رضى ، فرزندش احمد در سال 212 ق در دورهء خلافت مأمون جانشين وى شد . ( دربارهء اين دو امام در بابهاى آينده اين بحث سخن خواهيم گفت . ) در اينجا به اين نكته اشاره مىكنيم كه اسماعيليان به دعوت و تحركات سرّى روى آوردند ، به گونهاى كه كسى در ظاهر ، از امام عبد اللّه آگاهى نداشت و آموزههاى
--> ( 1 ) . مقريزى ، اتعاظ الحنفا ، ص 26 . ( 2 ) . نشار ، نشأة الفكر الفلسفى فى الاسلام ، ج 2 ، ص 390 .